درود بر کلیشه-ها، برای حفظ گیشه-ها
از قدیم-الایام یک ضرب المثل زیبا و صد البته باحالی رایج بوده که گواه ذوق وقریحه هنری بالای مردمان دیار پارس است، " هنر نزد ایرانیان است وبس" صد البته هنری که نزد ایرانیان بوده وبس از همان روزگاران کهن، هنری متعالی بوده و در خدمت تعالی روح و اندیشه . انواع هنر مثل معماری و آواز،شعرو موسیقی وتعزیه خوانی و... همه وهمه در خدمت فضایل اخلاقی ملی ومذهبی مردم و موجب عمق بخشیدن به فرهنگ دیارمان بوده-اند.
توی دوره و زمانه ما بی هیچ شک و شبهه-ای تاثیرگذارترین و فراگیرترین هنر سینماست. هنری که مرزها را یکی پس از دیگری فتح کرده و حتی در راستای یکسان سازی فرهنگی ملل گام بر می-دارد. حالا در این اوضاع قمر در عقرب که همه دنیا برای رسیدن به اهدافشان به سلاح هنر ان هم از نوع سینمایش مجهز شده-اند، اگر ملتی در این وادی کارش بلنگد چه می-شود؟
" ملتی که سینما ندارد، مثل انسانی است که زبانی از زبان-های مورد تفاهم و تکلم را بلد نیست." 1 مخلص کلام این-که نمی تواند کلام خود را به دیگران تفهیم کند، ارتباطش با دیگران یا قطع می-شود یا ...
حالا ما درسینما چه داریم؟ سینمای ما با چه زبانی با مخاطب داخلی وخارجی سخن می-گوید؟ قبل از انقلاب که جز جریان خاصی که در تنگنا بودند، سینمای ما پر بود از کلاه مخملی-ها و کاباره-ها و رقاصه-ها، از شروع انقلاب تا اوایل دهه هفتاد هم که سینمایی ضد ستاره و ضد سرگرمی داشتیم، با قهرمانانی کچل تا مفسده ای به میان نیاید. تفریط آن دوران افراط-های بعدی را به دنبال داشت. از اواسط دهه هفتاد ناگهان تمام عقده-ها سرباز کرد و یکهو سینمای ما پرشد از فیلم-های تین-ایجری با مولفه-های سینمای دهه چهل وپنجاه.
منتظر تعدیل اوضاع بودیم که فیلمی مثل نقاب که در دولت قبلی توی قیف شده بود اکران شد و القصه ناغافل معلوم نشد چه بر سر ذائقه مخاطب هنر دوست ایرانی آمده که سینماگران فقط دوست دارند با زبان طنز با او سخن بگویند. در حقیقت طنزهم نه،هجو وابتذال عاری از معنا! حالا این که ذائقه خلق الله به هنر مردان عرصه سینما خط می-دهد یا بر عکس به کنار، اما حضرات هنرمند و سینماگران عزیز و تهیه کنندگان گرامی و مشتی و لوطی! ما هم از قیمت گوشت و تخم مرغ مطلع هستیم و عقل-مان می-رسد که شما هم دغدغه معاش و بازگشت سرمایه دارید( که اگر نداشتید حتما هر کدام-تان در حد کاپولاو برسون و کیشلوفسکی فیلم می-ساختید) اما چرا به جای خلاقیت برای خنداندن مخاطب روبه سوی کلیشه-هایی چنین مبتذل آورده-اید و چنین به شعور مخاطب خود توهین می-کنید؟ به تصویر کشیدن لحظه احتلام وغسل ارتماسی پس از آن کاربرد طنز دارد یا ابتذال؟ آن هم درحضور مخابین قد و نیم و جمعیت شخیص اوناث حاضر در سینما.جای تعجب دارد که سینمای ما با زبانی جشنواره-ای با دنیا سخن می گوید و با زبانی این-چنینی با مخاطب داخلی.هرچند نگارنده هم به جد معتقد است اگر فیلمی عاری از محتوا فقط برای سرگرمی تولید شود محترم است اما از کنار دست-آویزو زبان گفتمان آن سرگرمی نمی-توان به راحتی گذشت، از قرار که سینمای ما فقط با زبان پول و بازگشت سرمایه با مخاطب سخن می-گوید، پس درود بر کلیشه-ها برای نجات گیشه-ها.
1-بیانات رهبری در دیدار با هنرمندان در سال 75
جیم شماره ۹۸